|
خاطره ای برای لکنت زبانم نماند.تورم افکار و پایداری سکوت پایانی جز تنهایی و دیوانگی نداشت!
|
می خواهم بهای همراهی را با حساب و کتاب نسنجم.
یا در اندیشه خوب و بدش نباشم.
نمی خواهم بدانم دوستم می دارد یا نمی دارد.
می خواهم با کسی بروم که دوستش دارم.
...توی شهر کتاب این چند تا جمله را پشت کتاب هرگز٬مگو هرگز برشت می خونم٬بغض می کنم٬اشک...نه٬فراموش می کنم٬فقط تصمیم می گیرم این کتاب را هرگز نخونم.