|
خاطره ای برای لکنت زبانم نماند.تورم افکار و پایداری سکوت پایانی جز تنهایی و دیوانگی نداشت!
|
من ـ کدوم جمله؟
او ـ بگذار کسی نداند که چگونه من به جای نوازش شدن٬بوسیده شدن٬گزیده شدم!
من ـ راستش...
او ـ کاش بحث عشق بود٬موضوع درد که شما هیچی ازش نمی فهمید٬من تمام زندگیم رفته زیر سوال و شما نمی خواهید بهای چیزی رو بدید.
و این بار به جای من تلفن ـ بوووووووووووووووووووووووووووووووووووو..................