تبليغاتX
...قلندر نامه... - واقع نمایی فوق العاده
خاطره ای برای لکنت زبانم نماند.تورم افکار و پایداری سکوت پایانی جز تنهایی و دیوانگی نداشت!
او ـ  ببین من الان خودم و با اون موقع که شاملو این جمله رو گفت هم درد میدونم

من ـ کدوم جمله؟

او ـ بگذار کسی نداند که چگونه من به جای نوازش شدن٬بوسیده شدن٬گزیده شدم!

من ـ راستش...

او ـ کاش بحث عشق بود٬موضوع درد که شما هیچی ازش نمی فهمید٬من تمام زندگیم رفته زیر سوال و شما نمی خواهید بهای چیزی رو بدید.

و این بار به جای من تلفن ـ بوووووووووووووووووووووووووووووووووووو.................. 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 23:25  توسط قلندر بانو  |